


مردی قوی هیکل در چوب بری استخدام شد و تصمیم گرفت خوب کار کند. روز اول 18 درخت برید. رئیسش به او تبریک گفت و او را به ادامه کار تشویق کرد. روز بعد با انگیزه بیشتری کار کرد، ولی 15 درخت برید. روز سوم بیشتر کار کرد ، اما فقط ده درخت برید. به نظرش آمد که ضعیف شده است. نزد رئیسش رفت، عذر خواست و گفت: " نمی دانم چرا هر چه بیشتر تلاش می کنم، درخت کمتری می برم"
رئیسش پرسید :"آخرین بار کی تبرت را تیز کردی؟"
او گفت: " برای این کار وقتی نداشتم. تمام مدت مشغول بریدن درختان بودم!"
همهي دانشمندان ميميرند و به بهشت ميروند. آنها تصميم ميگيرند كه قايمباشك بازي كنند. از بخت بد اينشتين كسي است كه بايد چشم بگذارد. او بايد تا 100 بشمرد و سپس شروع به گشتن كند. همه شروع به قايم شدن ميكنند به جز نيوتن.
نيوتن فقط يك مربع 1متري روي زمين ميكشد و داخل آن روبروي اينشتين ميايستد. اينشتين ميشمرد:
1، 2، 3، ...97، 98، 99، 100
او چشمانش را باز ميكند و ميبيند كه نيوتن روبروي او ايستاده است. اينشتين ميگويد:
"سوكسوك نيوتن!!" نيوتن انكار ميكند و ميگويد نيوتن سوكسوك نشده است. او ادعا ميكند كه نيوتن نيست. تمام دانشمندان بيرون ميآيند تا ببينند چگونه او ثابت ميكند كه نيوتن نيست. نيوتن ميگويد: "من در يك مربع به مساحت 1متر مربع ايستادهام... اين باعث ميشود كه من بشوم نيوتن بر متر مربع... چون يك نيوتن بر متر مربع معادل يك پاسكال است،
من پاسكال هستم، پس"سوكسوك پاسكال!!!".
انتقاد چهارم - روش معمولي اجراي استانداردهاي ايزو 9000 دليل افت عملكرد است.
شروع اجراي استانداردهاي ايزو 9000 باارزيابي عملكرد سازمان آغاز نميشود، بلكه اين كار از طريق مقايسه سازمان با مجموعهاي از الزامات آغاز ميگردد. البته بديهي است كه اين موضوع پذيرفته شده كه وقتي اين الزامات بهخوبي تفسير و اجرا شوند، ميتوانند تاثير مثبتي روي عملكرد داشته باشند. اما اين نه واقعيت دارد و نه ما باآن موافقيم. اين فقط در تئوري اتفاق ميافتد.
تمركز برروي اجراي استانداردها، موجب بهوجودآمدن مستنداتي ميشود كه تنها امكان نظارت بر روشهاي اجرايي تعريف شده را فراهم ميآورد. اين عجيب نيست كه سازمانهايي كه در چنين موقعيتي قرار ميگيرند، تا زمان مميزي مجدد (زماني كه بايد به مميز ثابت كرد همه چيز مرتب است) روشهاي اجرايي را فراموش ميكنند. و اين مميزيها نيز اغلب تجربه ملالآوري است.
افراد مايل نيستند محدود و يا كنترل شوند، آنها مايلند كه در انجام كنترلها دخالت داشته باشند. از اين رو اساساً اعلام اين موضوع كه يك مميز شخص سوم در مورد عملكرد فرد/ افراد قضاوت خواهد كرد، كاري ضدانگيزه است.
انتقاد پنجم - اين استانداردها بيش از حد به افراد وابسته است و عملاً مميزان هستند كه كيفيت را تفسير ميكنند.
مدافعان ايزو 9000 معتقدند كه اين استانداردها از <مسئله تفسير به راي> توسط افرادي كه آن را تفسير ميكنند رنج ميبرد. بااين اظهار، هميشه ديگران مقصرند و اگر اين تنها انتقاد از ايزو 9000 باشد، مطمئناً براي متوقف كردن ترويج اين استانداردها كافي است.
اما بهنظر ما بيشتر مميزان، پيشفرضهايي دارند كه گوياي يافتهها و تجارب آنهاست و ميتواند به ما در درك و فهم كيفيت كمك كند. در سازمانهاي داراي گواهينامه ايزو 9000، بهراحتي ميتوان نمونههايي از اين طرز تلقي را پيدا كرد، زيرا افراد از نگرش بدبينانه غيرضروري و از آنچه كه اشتباه است برخوردارند. و مطمئناً مشتريان نيز با اين نگرش زيان ميبينند. چون بعد از همه اينها ما بايد به دنبال يافتن روشهاي درست انجام كار باشيم. حال آنكه در اين شرايط، بدون اصلاح طرزفكر كاركنان خود، بهدنبال كنترل آنها از طريق روشهاي اجرايي هستيم. همه اين موارد موجب عملكرد اشتباه ميشود و اينها بخشي از نگرش مديريت است كه اساساً در جهت مخالف كيفيت حركت ميكنند. اما چون مطابق با استانداردهاي موسوم به استاندارد كيفيت نوشته شدهاند، موجه و صحيح بهنظر ميآيند.
نگرش كيفيت، ميگويد كه شما بايد آنچه را كه اشتباه است با دانش و اطلاع و نه براساس حدس و گمان كنترل و اداره كنيد. كيفيت به ما ميآموزد كه افراد براي يادگيري، بهبود و نوآوري بايد در انجام كنترلها مشاركت داشته باشند (نه اينكه كنترل بشوند). بهعلاوه با مشريان بايد طوري برخورد شود كه دوست دارند و از همه مهمتر هدف هر سازماني كاميابي و حفظ مشتريان است. بااين حال، اين چيزي نيست كه ايزو 9000 و اهداف آن ميگويند.
انتقاد ششم - اين استانداردها موجب انجام، توسعه و ترويج فعاليتهايي ميشوند كه خود كاهش كارايي را بههمراه دارند.
تحليل اين موضوع كه مشتريان چگونه بايد عمل كنند و مستندسازي به روشي فوق بوروكراتيك، دو نمونهاي هستند كه در همه موارد اجراي ايزو 9000 مشاهده شده است. لزوم كنترل و بازرسي نمونهاي نقصان ديگري است كه در اين زمينه ميتوان به آنها اشاره كرد.
در موارد عديده، افت شديد انگيزه و ميل و رغبت كاركنان گزارش شده است، كه البته خود پاسخ طبيعي به كنترل شدن است و ايزو 9000 اساساً از ابتدا از زاويه گرايش به اين نوع كنترلها شروع ميكند.
اساساً نياز به كنترل دليل بهوجود آمدن حركتهاي مربوط به ايزو 9000 بوده است. در جنگ جهاني دوم، اگر شما ميخواستيد مهماتي را به وزارت دفاع انگليس تحويل بدهيد، بايد مطابق با يك استاندارد مميزي ميشديد كه مآلاً ايزو 9000 مبناي اين تاييدها قرار گرفت.
در اين مورد، هدف پيشگيري از وقوع حوادث در كارخانجات و حل فوري مسايل و پيشگيري از انتقال آنها به كارخانجات بود. اين نگرش، عبارت بود از مستندكردن روشهايي براي توليد و حصول اطمينان از اينكه در كليه مراحل بازرسي روشهاي فوق رعايت ميشوند. اين يك روش كاري است كه اطمينان ميدهد توليدات انجام شده مشخصات تعيين شده را تامين ميكنند. بهعلاوه اين خود نوعي روش كنترلي است كه مورد تاييدبودن نتايج و خروجيها با مشخصات تعيين شده را تضمين ميكند. البته انجام اين كار مسئله آن زمان را حل كرد.
طي يكي از سخنرانيهاي خود در مورد ايزو 9000 با فردي ملاقات كردم كه در زمان جنگ در يك كارخانه مهماتسازي كار ميكرده است. او تاييد كرد كه كنترل فعاليتهاي جاري مسايل بحراني آن زمان را حل كردند. بااين حال، او گفت كه ساير جنبهها و زمينههاي كاري كارخانجات همچنان بحراني باقي مانده و هنوز هم برطرف نشده است، زيرا آنها خيلي فراتر از دامنه شمول اين نيازمنديها و عناصر استانداردهاي مربوطه بودند.
انتقاد هفتم - وقتي افراد تحت كنترلهاي خارجي قرار ميگيرند، ممكن است تمايل پيدا كنند كه فقط به مواردي توجه داشته باشند كه در كنترلها مدنظر است.
در اين مورد بايد گفت افراد آنچه را كه شما مهم ميدانيد انجام ميدهند، نه آنچه كه واقعاً صحيح است. امتياز عملي و اصلي ثبت براساس استاندارد ايزو 9000 آن است كه سازمانها را در شركت در معاملات تجاري نسبت به آن دسته از سازمانهايي كه فاقد اين گواهينامه هستند برتري ميدهد. اين دليلي است كه براساس آن مديران آماده پرداخت هزينههاي مستندات <حاضر و آماده> و انجام ارزيابيهاي سطحي و ظاهري هستند. اين پاسخ طبيعي به اجبار است، افراد بدين ترتيب مترصد تقلب ميشوند. و براي اجتناب از وحشت نداشتن گواهينامه، به انجام آنچه كه نياز است روي ميآورند.
از اينرو، افراد - كارگران يا مديران - آنهايي نيستند كه ما بايد كنترل كنيم. كيفيت به ما ميآموزد كه بهبود مستمر فعاليتها، بااستفاده از روشهاي كنترلي متفاوت از آنهايي كه بيشتر مديران سنتي به آنها تاسي ميكنند امكانپذير است. در آن زمان كه كارخانجات مهماتسازي ما، محصولات خروجي را از طريق حصول اطمينان از اينكه كاركنان مطابق با روشهاي اجرايي كار ميكنند يا نه كنترل ميكردند، كارخانجات مهماتسازي آمريكا نرخ توليد محصولات خود را از طريق كاهش انحراف و تلرانسها افزايش دادند. و اين كارها با هدايت و راهبري دمينگ امكانپذير گرديد.
بعد از جنگ، ايدههاي دمينگ توسط شركتهاي آمريكايي با بياعتنايي مواجه شد. رشد مستمر بازار موجب جايز شمردن توليد ناكارآمد شد، زيرا سازمانها ميتوانستند هزينههاي خود را به مشتري تحميل كنند. درعوض، دمينگ بااشاره به لطيفهاي به اين مضمون كه <بگذاريد روش آمريكايي درست برشته شود، من از هماكنون ميبينم كه شما اشتباه ميكنيد> اين موضوع را كه توجه به كيفيت از طريق بازرسي به افزايش ضايعات منجر ميشود را مطرح كرد. از اينرو، مديريت از طريق درك شناسايي و كاهش انحرافات، پايه و اساس آموزش و بهسازي است، كه اين خود مبناي هشتمين انتقاد سدان از ايزو 9000 را تشكيل ميدهد.
انتقاد هشتم - ايزو 9000 مديران را از آموزش و فراگيري درباره تئوري انحراف باز ميدارد.(2)
سدان در اين قسمت اظهار ميدارد كه ما تا بهحال يك شركت دريافتكننده گواهينامه ايزو 9000 سراغ نداريم كه درك و استفاده از موضوع انحراف را در بهبود عملكرد خود نشان بدهد. اما، ايزو 9000 مديران را به اين باور تشويق ميكند كه رعايت روشهاي اجرايي ميتواند انحراف را كاهش بدهد. حال آنكه ممكن است رعايت روشهاي اجرايي انحراف را افزايش بدهد. دريافت گواهينامههاي ايزو 9000 پيامدهاي ديگري نيز بههمراه دارد. البته اين بدان معني نيست كه افراد نبايد <كار خود را درست انجام بدهند>. زيرا روشن است كه در برخي از شرايط، كاركردن براساس روشهاي اجرايي امتيازاتي را بههمراه دارد. اما، از ديدگاهي متفاوت، ميتوان اين سوال را مطرح كرد كه اگر ما كاري را (مطابق با آنچه كه قبلاً تعريف شده است) درست انجام بدهيم، آيا بايد ساير فعاليتهايي را انجام نداد كه در اين روشها تعريف نشدهاند‚ بهعنوان مثال ما ميدانيم كه كيفيت محصول، زماني افزايش مييابد كه انحراف كاهش يابد. در سازمانهاي خدماتي، بروز هرنوع انحراف كه مربوط به مشتري است ميتواند بههمان ميزان هزينه داشته و موجب فراري دادن مشتريان شود. حال آنكه يادگيري از اين انحرافات، مستلزم داشتن معيارهايي است و اين معيارها اگر خوب و مناسب انتخاب شده و بهدرستي مورد استفاده قرار بگيرند، به يادگيري و بهسازي كمك خواهند كرد.
مديران خيلي سريع به مزاياي دراختيار داشتن افرادي ايمان ميآورند كه مطابق روشهاي اجرايي كار ميكنند. البته تصور اين موضوع كه اگر افراد درباره كاري كه بايد انجام بدهند توجيه باشند، قاعدتاً بهتر ميتوانند آنرا انجام بدهند، منطقي و عامهپسند است.
اما سوال اينجاست كه اين موضوع كي درست و كي غلط است‚ ايزو 9000 به ما در درك و پاسخ به اين سوال كمك نميكند. زيرا فرض براين است كه موضوع فوق هميشه درست است. چون هميشه اين پيش فرض پذيرفته شده است كه انجام كار مطابق با روشهاي اجرايي كاري باارزش است; روشهايي كه مستند بوده و نشاندهنده اين موضوع هستند كه چگونه بايد كارها را انجام داده و آنها را بازرسي كرد. همچنين ايزو 9000 مقرراتي را براي بازرسي توسط سايرين براي حصول اطمينان از اينكه <افراد هميشه وظايف خود را مطابق با آنچه كه بايد انجام ميدهند> فراهم ميآورد.
دمينگ، بازرسي را بهعنوان ابزاري براي رسيدن به كيفيت نميدانست. ژاپنيها اولين گروهي بودند كه منظور او را درك كردند. زيرا ايشان بهمنظور مديريت بر سازمانهاي خود بهعنوان يك سيستم، از معيارهايي براي تعيين كارايي و بهبود عملكرد از طريق يادگيري از اصل انحراف استفاده كردند. آنها ظرف 5 سال به تجربه خاص خود دست يافتند. در مقابل، ما از سال 1979، BS 5750/ISO 9000را داشتهايم. اين تعجبآور نيست كه ايزو 9000 را نميتوان با موفقيت روشهاي دمينگ در ژاپن مقايسه كرد، زيرا اين دو مدل براساس نگرشهاي كاملاً متفاوت بنا نهاده شدهاند.
اگرچه، استاندارد اصلي كه ايزو 9000 براساس آن و براي پاسخ به بحرانها تدوين شده از كارخانجات نشاءت گرفته است، اما توسعه سريع اين استاندارد طي سالهاي دهه 70 و 80 پاسخي منطقي به كاهش بحرانها بود. در نيمه دوم دهه 1970، در انگلستان الزام به داشتن گواهينامه ايزو 9000 از سوي شركتهاي دولتي و بزرگ، بهعنوان پيش شرط انعقاد قرارداد با تامينكنندگان مطرح شد. البته تا قبل از آن تامينكنندگان (يا پيمانكاران) مجبور بودند الزامات متعدد خريداران خود را تامين كنند. اين الزامات، پيششرطهاي ديگري را براي سيستمهاي مديريت شركتها بهارمغان آورد. بهطوري كه موجب شد تامينكنندگان با تعداد زيادي تقاضا كه ظاهراً اهداف مشابهي هم داشتند مواجه شوند. و راهحل اين مشكل نيز توافق برروي يك استاندارد بود. البته هيچ كس نميداند كه آيا نتيجه اين اقدام مثبت بوده است يا خير. در حقيقت، ما هنوز بايد در قراردادهاي بزرگ و اصلي اين موضوع را تجربه كنيم.
انتقاد نهم - ايزو 9000 در تسريع ارتباطات خوب بين مشتري - تامينكننده ناكام است(3).
ژاپنيها ياد گرفتهاند كه سازمانهاي خود را بهعنوان يك سيستم درنظر بگيرند، سيستمهايي كه در برگيرنده تامينكنندگان و مشتريان است. از اين نقطهنظر، ژاپنيها بهطرز تفكر كاملاً متفاوتي در مورد اينكه چطور سازمانها، تامينكنندگان و مشتريان ميتوانند با هم كار كنند دست يافتهاند. اما در مقابل، ايزو 9000 يك نگرش قراردادي از روابط بين عرضهكننده و تامين كننده را تشويق ميكند. بهطوري كه عرضهكنندگان، متعهد به نشان دادن اين موضوع هستند كه مطابق با استاندارد ايزو 9000 به تاييد رسيده و گواهينامه دريافت كردهاند. افراد در سازمان در مورد انجام كارهاي خود طبق استاندارد متعهد هستند. و همهجا اين جمله شنيده ميشود كه <من مسئول ارزيابي تامينكننده هستم>.
انتقاد دهم - ايزو 9000 مديران را به تفكر خلاق تشويق نميكند.
استانداردهاي ايزو 9000 اطلاعات كم و حتي هيچ اطلاعي در مورد موضوعهاي خيلي مهم موثر بر سيكل كيفيت مديريتي را در اختيار مديران قرار نميدهد و حتي احتمال اين نيز وجود دارد كه آنها را در مورد موضوع منحرف سازد.
برخي از مديران، و اساساً عده كثيري از مميزان، معتقدند كه يك سازمان وقتي كاري بيش از آنچه كه بايد انجام بشود انجام ندهد، ميتواند كيفيت را از طريق دريافت گواهينامه ايزو 9000 بهدست آورد.
استاندارد ايزو 9000 ايده وجود دو گروه كارگري و مديريتي را در سازمانها تقويت ميكند. ما معتقديم كه اين اشتباه اساسي مديريت قرن بيستم است كه در آن ايزو 9000 اين رسم را بهوجود آورده است كه مديران تصميم بگيرند و كارگران انجام بدهند. اين رسم به پيدايش روشها و وسايل كنترلي از طريق توجه به روشهاي اجرايي، بودجهها، اهداف و استانداردها منجر شده است كه اينها خود هم علت كاهش كارايي و اثربخشي است. البته يكي از روشهاي فكري در مديريت شروع كار از توليد انبوه و نزديك شدن به آغاز تعيين اهداف مديريت براي توليد چابك(4) است.
اين طرز تلقي در واقع همان طرز تلقي دستور و كنترل است. لذا تغيير طرز فكر ما در مورد مديريت نكته كليدي براي بهبود عملكرد است. اما ايزو 9000 كاركنان را به بيش از رعايت روشهاي اجرايي و دستورالعملها ترغيب نميكند. زيرا اساس اين استاندارد برمبناي تقويت طرزتلقيهاي اشتباه بنا نهاده شده است. روش بهتر، شروع كار از طريق توجه به سازمان بهعنوان يك سيستم است كه اين خود يك نگرش كاملاً متفاوت مديريتي را در پي دارد.
شركتهاي ژاپني كه اين نگرش را اجرا كردهاند، بهنتايج قابل توجهي دست يافتهاند. وقتي ما با پديده ژاپن در دهه 1970 مواجه شديم و مديران خود را براي ديدن آنچه كه آنها انجام دادهاند به ژاپن اعزام كرديم، اين مديران دقيقاً آنچه را كه ديده بودند كپي كردند، مثل تشكيل گروههاي كيفيت(QUALITY CIRCLES) و نظام پيشنهادها(SUGGESTION SCHEMES) . اما آنها طرز تفكر و نگرش حاكم بر آنچه اتفاق افتاده بود را نديدند. در نتيجه، آنچه كه كپيبرداري شده بود شكست خورد. زيرا با شرايط و سيستمهاي ما ناسازگار بود. چون شما نميتوانيد كيفيت را در يك سيستم با نگرش دستور و كنترل افزايش بدهيد.(5)
مدافعان استانداردهاي ايزو 9000 در پي دفاع از اين موضوع هستند كه <اگر شما كاري را درست انجام بدهيد پس ميتوان گفت كه آن كار مورد تاييد است.> اما، درست است كه تشريح روشهاي انجام كار مناسب و سودمند است، ولي اين منافع بدون بوروكراسي و خاموش كردن روحيه بهبود و بهسازي بهدست نميآيد و اين موحب آن ميشود كه ايزو 9000 عيوب بزرگ و كوچكي را در عملكرد سازمان بهوجود آورد. زيرا ايزو 9000 بهعنوان يك سپر مقابله آنچه كه ميتواند بهطور قابل توجهي عملكرد را بهبود بخشد، ظاهر ميشود. سدان، در ادامه تاكيد ميكند:
اگر جامعه اروپا، در مورد افزايش رقابت بين سازمانها جدي است، منسوخ كردن ايزو 9000 ميتواند حداقل اشكالات موجود را از بين ببرد. از همه مهمتر، چنين اقدامي مورد استقبال مديراني واقع ميشود كه هنوز باور دارند ايزو 9000 چيزي جز تحميل هزينه به شركت نيست. بايد كيفيت را ملاك و سرلوحه كارها قرار داد. زيرا اگر كيفيت پيروز شود، همه ما پيروز خواهيم شد.
خوب، حالا نظر شما در مورد اين مقاله چيست‚ آيا با نظرات سدان موافقيد‚ آيا پاسخي براي انتقادهايي كه توسط ايشان به ايزو 9000 وارد شده است داريم‚ آيا ما ايرانيان، در پي طراحي، تدوين و اجراي سيستم كيفيت خاص خود با شرط لحاظكردن كليه ويژگيها و مشخصات ايراني - بومي خود بودهايم‚ آيا سيستم كلاني براي پاسخ به نيازهاي روزافزون خود طراحي كردهايم‚
3 - نتيجهگيري
ايزو 9000 بدون وجود يك تفكر استراتژيك و اصولي نميتواند شركتهاي ايراني را به اهدافي كه دارند برساند. در اين مورد لازم است ابتدا با تشريح كامل موضوع و خواستهها و نيازهاي سازمان انتظارات خود را از يك سيستم كيفيت تعيين و مشخص كنيم. در اين مورد تدوين استراتژيها و مشخصكردن سمت و سوي فعاليتهاي سازمان ميتواند بسيار مفيد و موثر واقع شود.
اما كپيبرداري محض از استاندارد و بيتوجهي به ساير استانداردهايي كه بهطور فزاينده در حال تدوين و انتشار هستند و عدم برخورداري از يك تفكر يكپارچه موجب ضرر و زيانهايي ميشود كه ممكن است جبرانناپذير باشد.
از اينرو، قبل از اقدام به هر كاري در اين مورد خوب به پاسخ سوالات زير فكر كنيد:
آيا ايزو 9000 را بهطور كامل ميشناسيد‚
آيا نيازهاي حال و آينده سازمان خود را مشخص كردهايد‚
آيا فرصتها و تهديدهاي موجود در محيط اطراف خود را ميشناسيد‚
آيا بانقاط قوت و ضعف موجود در داخل سازمان خود آشنائيد‚
آيا نياز، انتظار و خواست مشتريان خود را شناسايي كردهايد‚
آيا برنامهريزي استراتژيك براي فعاليتهاي كيفيت خواهي خود داريد‚
آيا كليه استانداردهاي مرتبط با فعاليتهاي خود را ميشناسيد‚
قطعاً پاسخ به اين سوالها مسير حركتهاي كيفيتخواهي را بيشتر و بهتر هموار خواهد ساخت.
پانوشتها:
1- JOHN SEDDON: THE CASE AGAINST ISO 9000, BRISTOL BUSINESS SCHOLL TEACHING AND RESEARCH REVIEW,ISSUE2, SPRING 2000, LSSN 1468-4778, WWW. VANGUARDCONSULT. CO.OK
2 - در اين مورد به كتاب مترجم باعنوان زير مراجعه كنيد:
- اميران، حيدر6Q :، شركت مشاورين كيفيتساز، تهران، 1381
3 - خواننده گرامي توجه دارد كه اين موضوع با مطرحشدن نگرش فرآيندي در ويرايش سال 2000 استانداردهاي ايزو 9000 تا حدودي حل شده است.
4 - بعد از توليد انبوه(MASS PRODUCTION) ، توليد ناب(LEAN MANUFACTURING) مطرح شد كه آن هم در حال حاضر جاي خود را به توليد چابك(AGILE MANUFACTIONG) داده است. در اين مورد به آدرس اينترنتي زير مراجعه كنيد:
WWW.MIT.COM
5 - خوانندگان گرامي براي آشنايي با دلايل موفقيت اقتصادي ژاپن به كتاب زير مراجعه كنند:
- اميران، حيدر; كايزن; كليد موفقيت اقتصادي ژاپن، موسسه مطالعات و برنامهريزي آموزشي، تهران، 1371.
6 - جهت اطلاع خوانندگان گرامي بايد گفت كه جديداً استانداردي به نام FS9000 ياFINANCIAL SERVICES STANDARD مدون شده است كه در مورد نياز فعاليتهاي مالي است.
دكتر حيدر اميران: عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي و مديرعامل شركت مشاورين كيفيتساز
دكتر حيدر اميران
مقدمه
بهجرئت ميتوان گفت كه استانداردهاي ايزو 9000، يكي از پرطرفدارترين مباحث مديريتي سالهاي اخير بوده است. بهطوري كه كمتر كشوري را ميتوان يافت كه از نفوذ اين استانداردها در امان مانده باشد. در اين جهان شاهد اجراي استانداردهاي ايزو 9000 هستيم. اجراي اين نوع استانداردها از آن جنبه بسيار حايز اهميت است كه با وجود انتقادها و مباحث بسياري كه پيرامون ماهيت وجودي آنها مطرح است، روز بهروز بر تعداد شركتهاي داراي گواهينامه ايزو 9000 افزوده ميشود.
اما، از آنجا كه اجراي اين استانداردها بهراحتي و سهولت انجام نشده است و در پارهاي موارد نيز انتقاداتي از سوي افراد مرتبط با آن بهعمل آمده است، سوال مطرح در اين زمينه آن است كه بهراستي اشكال و نقطه ضعف اين استانداردها در كجاست.
همانطور كه خوانندگان گرامي ميدانند تابهحال سه ويرايش از استانداردهاي ايزو 9000 منتشر شده است. كه عبارتند از: ويرايش اول (1987)، ويرايش دوم (1994) و ويرايش سوم (2000).
وجه تمايز ويرايشهاي دوم و سوم در آن بوده است كه هر دو تقريباً با هم، تفكر نياز به مستندسازي را شكل دادهاند. بااين تفاوت كه در ويرايش اول، اگر اشارهاي بهلزوم وجود روش اجرايي ميشده است تهيه اين روش را هم بهصورت مكتوب و شفاهي (غيرمكتوب) مجاز ميدانسته است. حال آنكه در ويرايش دوم بر لزوم تهيه روشهاي اجرايي مكتوب تاكيد شده است. اما در ويرايش سال 2000 بر الزام استاندارد از مستندسازي به نگرش فرآيندي و با هدف افزايش كارايي و اثربخشي عملكرد سازمانها تاكيد شده است.
خوشبختانه بهعلت قدمت ويرايشهاي اول و دوم، تجربه ما از آنها بيشتر است و شايد بتوانيم اشكالات آنرا در چند يا چندين مورد برشمريم. ولي موضوع در مورد ويرايش سوم كمي متفاوت است. بهطوري كه اين استاندارد تازه، وارد صحنه بازار شده و شايد قضاوت در مورد آن كمي زود باشد. بهزعم مترجم از هماكنون، يك انحراف اساسي در بين شركتهاي ايراني در مواجهه با ويرايش سوم (2000) استانداردهاي ايزو 9000 در حال شكلگيري است و آن اينكه تقريباً اكثر كاربران اين استاندارد (چه مشاوران، كارفرمايان و مميزان) بهطور خودكار و در ذهن خود، موضوع فرآيندهاي مستند را جايگزين روشهاي اجرايي مستند كردهاند. و تقريباً بهاين نظر رسيدهاند كه ميتوان با حذف روشهاي اجرايي در ويرايش سال 1994 آنها را با تدوين اسنادي بهنام فرآيندهاي مستند شده جايگزين كرد.
بههرحال، نبايد فراموش كرد كه در ويرايش سال 2000، رضايت مشتري و سودآوري بهعنوان هدف غايي اجراي استاندارد ايزو 9000 تعيين شده است كه سازمانها بايد با ارضاء نيازها و انتظارات مشتريان خود از طريق ايجاد سازماني كه متعهد به افزايش مستمر كارايي و اثربخشي است، بدان دست يابند.
از اينرو، تعريف زير حتماً ما را در اجراي استاندارد ايزو 9000 (2000) به جايي نخواهد رساند:
فرآيندهاي مستند در استاندارد ايزو 9001 (2000) = روشهاي اجرايي مستند در استاندارد ايزو 9001 (1994)
از سوي ديگر، نگارنده معتقد است كه سه اشكال ديگر در فرآيند اجراي استاندارد ايزو 9001 (2000) در حال شكلگيري است: اولين اشكال كه به تعريف ويرايش سال 2000 استانداردهاي ايزو 9000 از كيفيت باز ميگردد، مربوط به عدم تبيين دقيق كلماتي مثل نياز (NEEDS) و انتظار(EXPECTATIONS) است كه در تعريف كيفيت در اين استاندارد بهكار برده شده است:
ميزان نيل به رضايت مشتري از طريق تامين نيازها و انتظارات وي در قالب يك محيط سازماني متعهد به افزايش مستمر كارايي و اثربخشي.
اما، واقعاً نياز و انتظار يعني چه‚ جدول شماره يك اين دو كلمه اساسي و كاربردي را تعريف كرده است:
|
مشخصه |
خواسته / الزام |
انتظار |
نياز |
|
|
تشريح رسمي كاركرد محصول و روش مورد نظر تامين آن |
اعلام رسمى نيازها و روشهاى موردنظرى كه از طريق آنها نياز بايد تامين بشوند. |
پيش بينى وضعيت آينده اشيا موردنياز يا منافع آينده و يا روشهايى كه از طريق آنها نيازها تامين مى شوند. |
فقدان شيئى موردنياز، مطلوب يا مفيد شرايطى كه در آن تامين يا ارضا مدنظر است. |
تعريف |
|
نگرش توليد كننده محصول يا عرضه كننده خدمت از محصول يا خدمت |
نگرش و برداشت مشترى از محصول يا خدمت |
ذهنى |
قابل تعريف و عينى |
طبقه بندى اصلى |
|
مستند |
مستند |
غيررسمى و شفاهى |
مطالعات و گزارشات رسمى و يا غير رسمى |
روش يا نوع اعلام |
جدول شماره يك - تعريف نياز و انتظار
دومين اشكال آن است كه اغلب كاربران به اين اشتباه برداشت رسيدهاند كه نگرش فرآيندي مورد نظر استاندارد ايزو 9001 (2000) از ما ميخواهد كه براي هريك از بندهاي استاندارد يا واحدهاي سازماني بايد يك فرآيند تهيه كنيم. آن هم فرايندي كه ميتوان آنرا به هر شكل مثل جدول، فلوچارت و نمودار جريان دادهها تهيه كرد. و سومين اشكال، كه بهزغم ما اساسي است عدم برداشت عميق و صحيح از نگرش فرآيندي و الزامات آن است.
اين مقاله ترجمه نظرات جان سدان استاد دانشگاه بريستون انگلستان است كه در انتقاد از استانداردهاي ايزو 9000 به رشته تحرير درآورده است.
معايب ايزو 9000
جان سدان از دانشگاه بريستون(1) طي تحقيقي تحت عنوان حقايقي عليه ايزو 9000 ده اشكال اساسي را در اجراي اين استانداردها به شرح زير برشمرده است. اين اشكالات براساس تحقيق وي در سال 1993 كه برروي 640 سازمان انجام شده است شناسايي شدهاند. او اشاره ميكند كمتر از 50% افرادي كه در اين تحقيق شركت كردهاند، گفتهاند كه سازمانهاي متبوعه آنها به منافع نسبت داده شده به استانداردهاي ايزو 9000 دست يافتهاند.
اشكالات مطرح شده عبارتست از:
انتقاد اول
استانداردهاي ايزو 9000 سازمان را در مسيري قرار ميدهد كه نتايج نامطلوبي براي مشتري دارد.
سدان در اين مورد ميگويد:
اخيراً، من با شركت تلفن محل زندگي خود، دو بار تماس گرفته و در هر دوبار تقاضاي مشابهي را از آنها كردم. فرد مسئولي كه تلفنها را جواب ميداد گفت شركت ميتواند به يكي از درخواستهاي من جامه عمل بپوشاند. ولي درخواست ديگر چون با درخواست قبلي فرق ميكند، امكان برآوردهشدن ندارد (يكي از درخواستها بهعنوان يك سرويس مخابراتي تلقي شده بود و ديگري يك درخواست تعميراتي). البته فرد پاسخ دهنده به نظرم نادان آمد، زيرا هر دو درخواست، درخواستهايي مشخص بودند كه توسط هر فردي انجام آنها امكانپذير بود. بهعلاوه پاسخ آن فرد مسئول اين بود كه تقسيمبندي درخواستهاي فوق بهخاطر وجود سيستم ايزو 9000 در شركت انجام شده است. روشن بود كه مديران يا مشاوران، استاندارد را بهگونهاي تفسير كرده بودند كه ارايه خدمت به مشتريان را خيلي دشوار كرده بود. لذا نتيجه آن شد كه من هيچكدام از خدمات مورد نظرم را از آن شركت دريافت نكردم.
در اينجا سدان سوالاتي را بهشرح زير مطرح ميكند:
- آيا بايد به افراد ديگري تلفن ميكردم‚
- چگونه بعضي از سازمانهايي كه گواهينامه ايزو 9000 دارند، براي ارايه خدمات، مشتريان خود را دچار گرفتاريهاي سازماني ميكنند‚
- هزينهاي كه سازمان و مشتريان آنها بهخاطر دريافت اين گواهينامهها متحمل ميشوند، چيست‚
ايشان مجدداً تاكيد ميكند كه:
ناشرم اعلام كرد كه او ديگر نميتواند به درخواستهاي تلفني من براي چاپ كتابهايم پاسخ بدهد. زيرا او گواهينامه ايزو 9000 دريافت كرده بود و اين بدان معني بود كه براي چاپ كتاب بايد بين ما مكاتباتي صورت ميگرفت. حتي استفاده از فاكس هم ممكن نبود. من دريافتم كه ديگر مدت زمان بررسي درخواستها كه قبلاً چند ساعت طول ميكشيد حالا به چند روز رسيده است. اين بود كه من ناچار شدم ناشرم را عوض كنم.
اما مطمئن هستم كه ناشر پيش خود فرض ميكرد كه حتماً پس از دريافت گواهينامه ايزو 9000 حالا ديگر جزء شركتهاي با كيفيت خوب محسوب ميشود. اما من (مشتري اول) معتقدم كه كيفيت او افت كرده است.
انتقاد دوم
كيفيت از طريق بازرسي، ضامن حصول به كيفيت نيست
اين دومين نقطه نظر و ايراد سدان به استانداردهاي ايزو 9000 است. او ميگويد:
در شعبات يكي از شركتهاي بزرگ، فردي بهعنوان كنترلكننده اوليه كارها بهكار گمارده شده بود. او در شعبه قبلي كه كار ميكرد، مسئوليت كارهايي را كه انجام ميداد بهعهده داشت، بهطوري كه در عمل او هر نامهاي را كه ارسال ميكرد با امضاي خودش بود. مدير شعبه جديد، اعلام كرده بود كه مسئوليت امضاي كليه گزارشها بهعهده ايشان است. و او حق دارد كه تمام گزارشهاي تهيه شده را با نظر خود تغيير بدهد تا به <كار خوب و شايسته و در خور ارايه> تبديل شود. با گذشت چندماه از انجام اين كار، او احساس كرد كه كيفيت كارش افت كرده است. لذا به اين نتيجه رسيده بود كه مدير شعبه بايد تغييراتي را مطابق با نظرات او در روش انجام كارها اعمال كند، وگرنه او مسئوليتي در قبال حصول اطمينان از اين موضوع كه كارها بهطور صحيح انجام شود نخواهد داشت. او اعتقاد داشت كه كيفيت كارش كاهش پيدا كرده و روحيهاش هم افت كرده است، بهطوري كه عملاً كاري هم نميتوانست براي برطرف كردن اين وضعيت انجام بدهد.
بازرسي از هر نوع كه باشد خطاها را افزايش ميدهد. زيرا كيفيت بايد در روح و جان شركت بهوجود آيد و شكل بگيرد. بيشتر افراد، در مورد لزوم وجود همه انواع بازرسيهاي داخلي و خارجي شك و ترديد دارند، زيرا هر دو اين كنترلها موجب افزايش بوروكراسي ميشود و خيليها بهدرستي اين را مطرح ميكنند كه آيا انجام اين كار موجب بهوجود آمدن <تفكر كيفيت> ميشود‚
ايزو 9000 يك برداشت اساساً ناقص از كيفت است. زيرا ايزو 9000 با تاكيد بر فلسفه حصول به كيفيت از طريق بازرسي، مديران را به كنترل سازمانها با تاسي به روشهايي تشويق ميكند كه واقعاً موحب افت عملكرد و خسارت به كيفيت ميشود. اين روشهاي كنترل كه موحب عدم رضايت افراد ميشد از نوع روشهاي كنترلي هستند كه موجب افت روحيه كاركنان ميشوند. اين روشهاي كنترل پايههاي سومين انتقاد از استانداردهاي ايزو 9000 را تشكيل ميدهد:
انتقاد سوم
استانداردهاي ايزو 9000 بااين فرض اشتباه پايهگذاري شدهاند كه ميتوان كارها را از طريق روشهاي مشخص و تحت نظارت، بهتر كنترل كرد.
اين پيشفرض، موحب مواجهشدن با انبوهي از مستندات ميشود. زيرا بااجراي ايزو 9000 افراد بايد دو كار انجام بدهند، اول شخصاً كاري را كه بهعهده آنها گذاشته شده انجام بدهند و سپس آنرا مكتوب كنند. در اين مورد وجود مستندات فراواني كه فقط به اين خاطر تهيه شدهاند كه مميز خارجي بتواند كارش را انجام بدهد، كاملاً مشهود است. اين روشها، افراد را از همكاري و معاضدت مفيد باز ميدارد. و در آنها اين احساس را ايجاد ميكند كه ارزش همكاري آنها به هر صورت از طريق روشهاي اجرايي و مستندات مشخص ميشود. حال آنكه خيلي از مديران واقعاً به اين اعتقاد دست يافتهاند كه كنترل عملكرد از طريق فعاليت افراد كنترل كننده واقعاً روشي ضعيف براي مديريت است. زيرا اين كار روشي سهلالوصول براي كاهش كارايي و بهخطاكشاندن فعاليتهاست.
سدان در مقاله خود به دريافت يك نامه الكترونيكي اشاره ميكند كه از يكي از كاركنان دولت دريافت كرده است. مضمون اين نامه به شرح زير است:
دوازده ماه پيش چندين روش اجرايي بههمراه دستورالعملهاي مربوط به اجراي آنها را دريافت كردم. فكر كردم كه اجراي اين روشها، حداقل 10 تا 15 درصد به حجم كار من اضافه ميكند و اين شروع كار، با ايزو 9000 بود.
ما پي برديم كه همه چيز بهطور كامل در اين مدارك تشريح شده است. بهطوري كه وظايف فرعي مربوط به هر روش اجرايي، و نيز فرد مسئول انجام آنها مشخص شده بود. اما هيچكس واقعاً مسئول حصول اطمينان از كليت فعاليتي نبود كه بايد انجام ميشد. نوآوري بهطور كامل فراموش شده بود، زيرا تنها روش براي انجام كارها هماني بود كه در روش اجرايي آمده بود. ما چندين سيستم پيشرفته كامپيوتري داشتيم، كه از كارايي خوبي برخوردار بودند اما چون مطابق با روشهاي اجرايي تهيه نشده بودند، به سيستمهاي كاغذي دستي رجعت كرديم. خيلي از روشهاي اجرايي توسط افرادي نوشته شده بود كه اطلاعي از كار نداشتند. در خيلي از موارد روشهاي اجرايي عملاً بيمعني بودند.
دوازده ماه پيش، اصلاح اين روشهاي اجرايي به تعداد بسيار زياد و با هدف تلاش براي اصلاح آنها و اين واقعيت آغاز شد كه افراد نميتوانستند (حتي من در بسياري از موارد پذيرفته بودم كه مندرجات روش را اجرا كنم، اما انجام آن واقعاً عملي نبود) تمام مندرجات اين روشها را اجرا كنند. هزينه كل اين كار معادل 000/800 دلار (شامل هزينه فراگيري روشهاي اجرايي) بود.
ما ناچار شديم ايزو 9000 را كنار بگذاريم. از خود سئوال كرديم آيا اين كار براي ما ارزش داشته است‚ بهاعتقاد من نه. از اينرو ضمن مذاكره با چند شركت بزرگ صنعتي، پي برديم كه آنها گواهينامه ايزو 9000 را به اين خاطر اخذ كردهاند كه به پيامدهاي تبليغاتي و بازاريابي آن نياز دارند. در اين مورد بهكرات با اظهاراتي مثل اينكه <ايزو 9000 يعني فقط كاغذ سياهكردن> مواجه شديم.
چند نفر ديگر چنين تجربهاي در زمينه اجراي استانداردهاي ايزو 9000 دارند‚ اين سوال خيلي مهم است كه آيا ما بايد در پي منصرفكردن سايرين براي اجراي اين استانداردها باشيم‚ اما اين سوال، سوال دلگرمكنندهاي نيست. دولت انگلستان معتقد است كه ايزو 9000 پديده خوبي است. ولي هزينههاي آشكار مربوط به انجام اين كار مثل هزينههاي پرداخت شده به مميزان و مشاوران قابل توجه بوده است، اما هزينههاي واقعي بيشتر از اينهاست. (هزينههايي مثل خدمات ضعيف و كاهش روحيه كاركنان اصلاً قابل محاسبه نيست).
بااين حال، اين سوال كه چرا سازمانها چنين زحمتي را به خود تحميل ميكنند، موضوع مهمي است كه بايد مشخص شود. من معتقدم دليل اصلي براي دريافت گواهينامه ايزو 9000 اجباري است كه در اين زمينه وجود دارد. مديران از اين ميترسند كه اگر گواهينامه ايزو 9000 را دريافت نكنند اتفاق ناگواري رخ خواهد داد. از اينرو تمام تلاش مديران به سمت دريافت گواهينامه ايزو 9000 معطوف ميشود. اين موضوع براي آنها مهم است كه از نگراني نداشتن اين گواهينامه خلاص شوند. زيرا مديريت وقتي روي چنين هدفي تمركز ميكند، ديگر نميتواند چيزي فرا بگيرد.
(ادامه دارد)
مدتی بود یک سوال ذهنم را مشغول کرده بود و اون این که چرا خیلی ازمحصولاتی که خریداری می کنیم علی رغم داشتن گواهینامه ایزو9000و ایزو 9002و... ولی محصولشان مورد پسند مشتری نیست . یعنی محصولشون اون ویژگیهای لازمه را ندارد . بعد با خود فکر کردم این مشکل باید دوعلت داشته باشه یا اینکه ماهیت گواهینامه های ایزو9000 به این صورت است که جنبه هایی از تولید محصول را مورد توجه قرار میدهد که برای مشتری اهمیتی نداردبه عبارتی ایراد به ذات خود ایزو برمیگردد یا اینکه ایزومشکلی ندارد بلکه در پیاده سازی به خوبی عمل نشده است یعنی فقط اون شرکت تونسته یک جوری گواهی رو دریافت کند.
خدایا مثلاً فردا امتحان فوق دارم اون وقت من ریلکس ریلکس . اصلاً عین خیالم هم نیست. از تمام کارهایی که یک کنکوری باید انجام بده مثل درس خوندن مثل تست زدن مثل استراحت به موقع و مخصوصاً خواب کافی قبل از امتحان و خیلی کارای دیگه من فقط استراحت و خواب رو خوب عمل میکنم.نمیدونم چرا با این بخشش خیلی موافقم.ببینم شما چرا شو میدونید؟ البته فکر میکنم خودم هم بدونم.
گوشتونو بیارید نزدیک تا بگم (tanbaliya virus عامل بیماری مخوف tanbali )
دانشگاه و انستيتوي عالي " ژاووتانگ"چین 100 دانشگاه برتر جهان را اعلام کرده . جالب است بدانید که در این لیست 100 تایی فقط دو دانشگاه از آسیا وجود دارد که آن دو دانشگاه هم ژاپنی بوده و هیچ اسمی از دانشگاههای ما به چشم نمی خورد.
ا ز20 دانشگاه برتر 15 دانشگاه متعلق به آمريکا و 4 دانشگاه متعلق به انگليس و 1 دانشگاه متعلق به ژاپن است .معيار انتخاب اين دانشگاهها کيفيت آموزشي، جوايز نوبل کسب شده و مقالات علمي منتشر شده توسط ا ين دانشگاهها در مجلات علمي معتبر دنيا نظيرNature و Science است.
من دیگه هیچی نمی گم .و فقط
شما هم اصل خبر رو از اینجا بخونید و بعدش
نکنید چون با
دردی دوا نمیشه.
و اما اصل خبر :
دندان شماره 6 دانشآموزان پايه اول و دوم مقطع ابتدايي تحت درمان بيمه خدمات درماني قرار ميگيرد .
حالا این دندون شماره ۶ کدوم دندون میشه ؟
آره! درست خواندید! دوپینگ!نه یک پینگ نه سه پینگ !فقط دوپینگ!حتماً تعجب کردین؟ نکردین ؟ خوب اگه تا حالا هم تعجب نکردین عیبی نداره به بزرگی خودم (عجب دروغ شاخداری) می بخشمتون!
غرض از این همه صغری کبری کردن اینه که این دوپینگی که من میگم با اون دوپینگی که شما فکرکردین فرق فوکوله.
این دوپینگ، دوپینگ جسمی نیست بلکه دوپینگ روحی روانی می باشد آن هم به وسیله کلمات. آخه آدم که فقط جسم نیستش مثلاًروح داره روان داره و به نظر من که قسمت اصلی یک آدمه. پس چرا ازش غافل شیم؟ چرا بذاریم ذره ذره بپوسه چرا بذاریم نا امیدی ، افسردگی ، پژمردگی و خلاصه همه این کلمات بد به درونش نفوذ کنن؟
پس بیایید متن زیر را روزی چند بار تا آنجا که می توانید بخوانید و تکرار کنید و اثر معجزه آسای آن را ببینید.
- حداقل پانزده نفر در این دنیا تو را به دلایلی دوست دارند.
- حداقل پنج نفر در این دنیا تو را دوست دارند. آنقدر که حاضرند به خاطر تو بمیرند.
- هر شب کسی با فکر تو به خواب می رود.
- تو برای یک نفر یک دنیایی.
- بدون تو شاید کسی نتواند به زندگی ادامه دهد.
- تو فردی بخصوص و بی همتایی اما به روش خودت.
- کسی که تو حتی از وجودش بی خبری تو را دوست دارد.
(اینجا به بعد رو خوب به خاطر بسپار)
- تنها دلیلی که ممکن است کسی از تو متنفر باشد این است که می خواهد مثل تو باشد.
- یک لبخند تو می تواند برای هر کسی خوشبختی بیاورد حتی اگر او از تو خوشش نیاید.
- وقتی احساس می کنی دنیا به تو پشت کرده. نگاهی بینداز. بیشتر مانند این است که تو به دنیا پشت کرده ای.
- وقتی فکر می کنی شانسی نداری که به آنچه می خواهی برسی به آن نخواهی رسید اما وقتی به خود ایمان داری دیر یا زود به آن خواهی رسید.
(ازاینجا به بعد عمل کن)
- همیشه شکایاتی را که به تو می شود به یاد داشته باش و کلمات زشت آنرا فراموش کن.
- همیشه احساست را بیان کن به این ترتیب دیگران از آن با خبر می شوند .
- اگر دوست خیلی خوبی داری زمانی برایش بگذار تا دریابد که چقدر برایت با ارزش است.
امیدوارم هر جا که هستید خوب وخوش و سلامت باشین و روزگار بر وفق مرادتون باشه. راستش یک چند روزی بود داشتم با خودم فکر می کردم دیگه از زلزله تهران هیچ خبری نیست و همه چیز انگار ظاهراً تمام شده و حل هم شده .که ناگهان دیدم یک ایمیل از یکی از دوستانم به دستم رسید راجع به همین مقوله ! (خدایا به کریمیت شکر! ای کاش از خدا یه چیز بهتر می خواستم)
وقتی خوندمش دیدم چیز بدی نیست گفتم بذارمش تو وبلاگ تا بقیه هم استفاده کنن. فقط چیزی که خیلی جالبه اینه که اگه می خواهید در هنگام زلزله به روش زیر عمل کنید باید هر چی که تا حالا بهتون گفتنو بریزین دور ! جالبه نه؟! وقتی که متن اصلی را بخونید بهتر می فهمید چی میگم.پس شروع کنید به خوندن.
متن اصلی:مقاله اي كه در زير ملاحظه مي فرمائيد توسط آقاي doug copp در خصوص كاهش خسارات جاني در هنگام وقوع زلزله ارائه شده است اين مقاله در روزنامه ايران نيوز 6 مارس 2005 چاپ شده بود كه توسط اداره كل تاسيسات برقي مديريت انرژي ترجمه و جهت بهره برداري بشرح ذيل ارائه مي گردد. انتظار مي رود كه اين متن بتواند اطلاعات مفيدي را در اختيار خوانندگان محترم قرار دهد.
نام من doug copp و رئيس گروه نجات و مدير تيم آمريكائي نجات بين المللي(ARTI) American Rescue Team International هستم. اين تيم از مجربترين گروه هاي نجات مي باشد . نوشته هاي متن زير مي تواند جان افراد زيادي را در هنگام وقوع زلزله از مرگ نجات دهد. من به درون 875 ساختمان فرو ريخته ناشي از زلزله خزيدم و با گروه هااي نجات 60 كشور كار كرده و در تعداد زيادي ازكشورهاي جهان گروههاي نجات را سازماندهي نمودم و عضو گروه نجات خيلي از اين كشورها هستم . همچنين به مدت دو سال به عنوان كارشناس سازمان ملل در زمينه تخفيف فاجعه (UNX051-UNIENET) بودم و از سال 1985 به بعد در صحنه بلاياي طبيعي عمده جهان بجز مواردي كه فاجعه آني بوده ، شركت داشتم .
در سال 1996 ما يك فيلم مستند ساختيم كه صحت متدولوژي ارائه شده توسط بنده را تاييد مي كرد . دولت مركزي تركيه و مقامات محلي و دانشگاه شهر استانبول در تهيه و فيلم برداري از اين آزمايش علمي و عملي با تيم ARTI همكاري داشتند. ما يك مدرسه و يك خانه را با 20 مانكن در داخل آن فرو ريختيم ، 10 مانكن را بصورت (Duck And Cover) (خميده و پنهان شده )و10 مانكن ديگر را به روش بقاي خودم تحت نام ((Triangle Of Life )مثلث حيات) استفاده كرديم. پس از فرو ريختن ناشي از زلزله مصنوعي ، ما به درون آوارها خزيديم و وارد ساختمانها شديم تا نتايج آزمايش را فيلمبرداري و مستند كنيم در اين فيلم كه فنون زنده ماندن خود را تحت نظارت مستقيم و شرايط علمي مرتبط با ريزش آوار تمرين نموديم به روشني نشان مي دادآنهائي را كه از روش (Duck And Cover) ( خميده و پنهان شده ) استفاده كردند، شانس زنده ماندن آنها صفر درصد و براي آنهائي كه از روش ما )مثلث حيات) استفاده كردند، 100 درصد بود.اين فيلم در تركيه و كشورهاي اروپائي توسط ميليونها تماشاچي ديده شد و در ايالات متحده و كانادا و آمريكاي لاتين هم از طريق تلويزيون به نمايش گذاشته شد.
اولين ساختماني كه بداخل آن خزيدم ، مدرسه اي در شهر مكزيكوسيتي و درجريان زلزله سال 1985 بود همه بچه ها در زير ميزهايشان بودند و همگي تا ضخامت استخوانهايشان در هم كوبيده شده بودند . آنها مي توانستند زنده بمانند اگر در كنار ميزهايشان و در راهروي بين ميزها دراز مي كشيدند. كاري كه انجام داده بودند غير معقول و غير ضروري بود و در تعجب بودم كه چرا آنها در راهروها نبودند. من آن موقع نمي دانستم كه به آنها گفته شده بود كه خود را زير چيزي پنهان سازند.
بسادگي مي توان دريافت ، هنگاميكه ساختمانها تخريب مي شوند وزن سقف كه بر روي اشياء و مبلمان فرود مي آيد ، آنها را درهم مي كوبد و فضاي خالي اي را در كنار آنها ايجاد مي نمايد اين فضا همان چيزي است كه من به آن مثلث حيات((Triangle Of Life مي گويم هر اندازه اشياء بزرگتر و محكم تر باشند كمتر فشرده مي شوند و هر اندازه كمتر فشرده شوندفضاي خالي كه احتمال زنده ماندن افرادي را كه به آن پناه مي برند بيشتر مي شود يك بار ديگر مي توانيد ساختمان فرو ريخته را در تلويزيون نگاه كنيد مثلث هايي را كه شكل گرفته اند را شمارش كنيدآنها در اكثر نقاط وجود دارند و از معمول ترين اشكالي هستندكه در داخل آوارها به راحتي مي توانيد مشاهده نماييد.
من كاركنان سازمان آتش نشاني شهر ((Trujillo تروجيلو(با جمعيتي 750،000 نفري) را براي چگونه زنده ماندن و محافظت و نجات خانواده هايشان در هنگام وقوع زلزله آموزش دادم. رئيس آتش نشاني شهر((Trujillo تروجيلو كه خود استاد دانشگاه اين شهر هم مي باشد همواره مرا همراهي مي كرد و خود گواه حوادث اتفاق افتاده بود.مطلب ذيل گفته او مي باشد
“نام من روبرتو روزالس است هنگاميكه 11 ساله بودم در اثر بروز زلزله سال 1972كه بيش از 70،000 نفرتلفات داشته است ، در داخل ساختمان فروريخته بدام افتادم وآنچه باعث نجاتم گرديد مثلث حياتي بود كه در كنار موتورسيكلت برادرم بوجود آمده بود. كليه دوستانم كه در زير ميز يا تخت رفته بودند در زير آنها له شده و جانشان را از دست داده بودند. من مثال زنده اي از ((Triangle Of Life ( مثلث حيات ) هستم و دوستانم مثالي از (Duck And Cover) ( خميده و پنهان شده ) كه همگي جانشان را از دست دادند.”
نكات و توصيه هاب مهم آقاي doug copp
1- در هنگام بروز زلزله و فرو ريختن ساختمان هر كسي كه از روش (Duck And Cover) ( خميده و پنهان شده ) استفاده كند بدون استثناء و همواره محكوم به مرگ است . افرادي كه زير اشيائي نظير ميزها و اتومبيلها مي روند در همانجا له مي شوند.
2- سگها و گربه ها و بچه ها همگي آنها اغلب بصورت طبيعي در وضعيت جنيني كه در رحم قرار دارند ، خم مي شوند و شما هم بايد همين طور عمل كنيد. اين غريزه طبيعي ايمني و اصل بقاء است . شما مي توانيد با همين شيوه در فضاي خالي كوچكتري زنده بمانيد. پس در زمان بروز زلزله سريع خود را كنار اشياء بزرگ ، مانند كاناپه بزرگ و يا اجسام محكمي كه در مقابل ضربه كمتر فشرده مي شوند و فضاي خالي در مجاور خود باقي مي گذارند ، قرار دهيد.
3- ساختمان هاي چوبي از ايمن ترين نوع ساختمانها محسوب مي شوند كه مي توانيد در هنگام وقوع زلزله در داخل آنها باشيد ، دليل آن ساده است چونكه چوب قابل انعطاف بوده و با نيروي زلزله به راحتي حركت مي كند . اگر ساختمان چوبي فرو ريزد فضاهاي خالي بزرگي ايجاد مي شود . همچنين ساختمانهاي چوبي داراي وزن متمركز شده و خرد كنندگي كمتري هستند. ساختمانهاي آجري مي توانند در حد قطعات آجر متلاشي شوند و آجرها منجر به بروز صدمات زيادي مي شوند البته اجساد له شده ناشي از فرو ريختن آنها از صدمات حاصل از فرو ريختن قطعات بتني بزرگ كمتر مي باشد.
4- اگر زلزله درهنگام شب و زماني كه شما در رختخواب خود هستيد اتفاق بيفتد كافي است از روي تخت به پايين بغلتيد ، يك فضاي ايمن و مناسب در اطراف تخت وجود دارد . هتلها مي توانند نرخ زنده ماندن ساكنان خود را در هنگام وقوع زلزله ، با نصب تابلوي راهنما در پشت درب اتاقها و اطلاع رساني به ساكنان مبني بر اينكه “ در هنگام وقوع زلزله روي زمين كنار تختخواب دراز بكشيد” افزايش دهند.
5- اگر شما هنگام وقوع زلزله در حال تماشاي تلويزيون هستيد و فرار از در يا پنجره برايتان بسادگي امكانپذير نيست ، در وضعيت جنيني در كنار كاناپه يا صندلي بزرگ خم شويد.
6- هر كسي كه در زمان وقوع زلزله در زير درب قرار گيرد محكوم به مرگ است . چونكه اگر در هنگامي كه زير درب قرار دارد ، چهار چوب اطراف درب به سمت جلو وعقب بيافتد ، زير مصالح ساختماني بالاي چهار چوب درب له خواهد شد و اگر ستونها به طرفين بيفتند در اين حالت توسط آنها به دو نيم خواهد شد لذا در هر دو صورت جان خود را از دست خواهد داد .
7- هرگز در هنگام وقوع زلزله بر روي پله ها نرويد چونكه پله ها داراي گشتاور فركانسي متفاوتي هستند و لذا مجزا از تنه اصلي ساختمان نوسان مي كنند. به عبارتي پله ها و بقيه ساختمان با همديگر برخورد مي كنند تا اينكه شكست سازه اي در پله رخ دهد و كساني كه روي پله هستند قبل از اينكه پله خراب شود توسط گامهاي پله گرفتار شده و بصورت وحشتناكي قطع عضو خواهند شد . در هنگام زلزله حتي اگر ساختمان فرونريزد باز هم از پله ها دور بمانيد چونكه پله ها از مناطقي هستند كه احتمال تخريب بيشتري دارند حتي اگر پله ها توسط زلزله فرو نريزد ممكن است در اثر وزن ازدحام زياد افرادي كه فرياد كشان از روي آن در حال فرار هستند فرو بريزد. پله ها بايد پس از وقوع زلزله هر چند كه ساختمان آسيب نديده باشد از نظر ايمني مورد آزمايش قرار گيرند .
8- به ديوارهاي محيطي ساختمان نزديك شويد و يا در صورت امكان به بيرون از آنها برويد. هرچه داخل تر و دور تر از ديوارهاي محيطي ساختمان باشيد احتمال اينكه راه گريز شما مسدود شود بيشتر خواهد بود.
9- كساني كه در هنگام وقوع زلزله در خيابانها داخل خودروي خويش مي مانند وقتي كه خيابان طبقه فوقاني روي آنها خراب مي شود( در اتوبانهاي دو طبقه ) ، جان خود را از دست مي دهند. اين دقيقآ همان چيزي است كه در آزادراه نيميتز (Nimitz Freeway) رخ داد و قربانيان زلزله سانفرانسيسكو همگي در داخل خودروي خود به هنگام زلزله باقي ماندند و همگي كشته شدند . آنها مي توانستند زنده بمانند اگر از خودرو خارج شده و در كنارآن نشسته و يا دراز كشيده بودند.كليه خودرو هاي له شده بجز خودروهائي كه ستونهاي پل مستقيمآ روي آنها سقوط كرده بود، داراي فضاي خالي اي به ارتفاع 90 سانتي متر در اطراف خود بودند.
10 - از خزيدن در داخل خرابه هاي دفاتر روزنامه ها و يا اداراتي كه كاغذهاي انباشته زيادي در آنها وجود داشته است ، دريافتم كه كاغذ داراي خاصيت ارتجاعي بوده و چندان فشرده نمي شوند لذا فضاهاي خالي زيادي در اطراف بسته هاي كاغذ بوجود مي آيد كه مي تواند در زمان زلزله مورد استفاده قرار گيرد .
از همه کسانی که در این زمینه اطلاعاتی دارند خواهشمند است حتماْ با اینجانب مکاتبه داشته باشند . چون خود من شخصاْ بعد از خوندن این مطلب تا مدتی گیج میزدم .چون این مطالب درست بر عکس همه چیزایی بود که تا حالا از رادیو تلویزیون و ... شنیده بودم.
با تشکر
چند تا جوک به مناسبت عید براتون دارم اگه تکراری بود نخونینش![]()
به یه نفر میگن ۲ دو تا میشه چند تا؟ میگه : کجا تو ایران !
به یکی میگن با حیدر جمله بساز . میگه ما روز عید اومدیم خونتون هی در زدیم .هی در زدیم ولی کسی درو باز نکرد!
دیگه جوکم نمی یاد . براتون ایام خوبی آرزو می کنم.موفق باشین
چند وقت پیش در یکی از شرکتهای دولتی پروژه ای را انجام می دادیم. برای انجام پروژه در حین کار نیاز پیدا کردیم که یک سری اطلاعاتو از کاتالوگ دستگاهها بیرون بکشیم. وقتی به چند تا از اپراتور دستگاهها مراجعه کردیم گفتیم آقا این کاتالوگا کجاست گفت چند وقت پیش که شما هنوز نیومده بودید، دستور اومد که سیستم پیپرلس باید اجرا بشه .گفتیم خوب این چه ربطی داره به کاتالوگا؟.گفت هیچی دیگه .به خاطر همین کاتالوگا رو ریختند دور! آقا ما را میگی مونده بودیم بخندیم یا گریه کنیم. ولی فکر کنم باید گریه می کردیم. یک شرکت دولتی با اون قدمت وقتی بیاد همچین کار احمقانه ای رو انجام بده واقعاً باید به حالش گریه کرد.نظر شما چیه؟